قرآن و اصلاح الگوی مصرف

چکیده

دین مقدس اسلام بهره ‌برداری مشروع از مواهب الهی را مجازوکناره‌گیری از لذّات مادی درحد مشروع را به عنوان رهبانیت؛ امر ناپسند و آن را بدعتی از سوی راهبان شمرده است.

دین اسلام برای اینکه پیروانش از سعود به قله سعادت باز نمانند؛ آنان را به قناعت و ساده زیستی فرامی‌خواند؛ و از گرفتار شدن در ورطه افراط و تفریط در نحوه بهره‌برداری از امکانات مادی که زیان‌بار و حسرت آفرین است؛ برحذر می‌دارد ؛ زیرا برخورداری زیاد از نعمت‌های دنیوی و اسراف در لذت ؛ آنان را از آنچه که هنرو کمال انسانی نامیده  می‌شود؛ بازمی‌دارد ،و برعکس پرهیز از اسراف و برداشت زیاد گوهراو را صفا و جلا می‌بخشد وفکر و اراده اورا نیرومندتر می‌کند.

نوشتار حاضر به بررسی اصلاح الگوی مصرف از دیدگاه قرآن پرداخته،و آنچه به‌عنوان نتیجه پژوهش می توان مطرح ساخت این است که از نظر قرآن اسراف یکی از بزرگ‌ترین آفت ها و آسیب‌های فردی و اجتماعی و از گناهانی است که مورد نهی شدید خداوند متعال قرار گرفته است .درحقیقت مصرف‌گرایی عامل تخریب رشد؛ توسعه واز بین رفتن منابع ملی است. به همین جهت قرآن یکی ازآثارو پیامدهای زیان‌بار اسراف و مسرف‌گرایی را؛ فساد درزمین معرفی می‌کند( شعراء150-151 ) ،و در مقابل رعایت اعتدال ؛ موجب آرامش و آسایش  فرد و جامعه شده و بسیاری از نابی سامانی‌های اجتماعی و اقتصادی را برطرف می‌سازد.

کلید واژه‌ها : الگو،اعتدال،اسراف و قرآن

 

مقدمه:

 

سال 1388 که  ازسوی مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله  خامنه‌ای به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نام‌گذاری شد، می‌توان گفت:این نام  مناسب ‌ترین کلامی است که می‌تواند در این برهۀ از زمان نقش تعیین کننده‌ای را در بهره‌گیری از امکانات مادی و معنوی موجود در کشورهای اسلامی، بویژه کشور جمهوری اسلامی ایران ایفا کند؛ زیرا رسیدن به رفاه عمومی، استقرار و توسعه اقتصادی پایدار جامعه، راهی جز اصلاح الگوی مصرف ندارد. اگر الگوی مصرف اصلاح نشود ، مصرف بی‌رویه ، موجب تباهی منابع سرمایه‌گذاری و مانع مشارکت همگانی در هزینه‌های عمومی و بهبود  توزیع درآمد می‌شود ، و بدون منابع سرمایه گذاری و مشارکت  همگانی ، توسعه پایدار امکان‌پذیر نخواهد بود.در عصر و زمانی قرار داریم که مُد گرایی، تنوع طلبی در مصرف، رفاه زدگی و تجملی گرایی در زندگی  صنعتی غوغا می‌کند . دنیاپرستان و در رأس آن‌ها استعمارگران برای رسیدن به اهداف شوم خود - که اسارت و بردگی کشورهای ضعیف بویژه مسلمانان است -الگوهایی در مصرف برای آن‌ها ارائه می‌دهند، که به جای استفاده صحیح و عاقلانه از سرمایه و امکانات خدادادی که در اختیار دارند، آنان را به راه‌هایی از مصرف می‌کشانند که  جز از دست دادن ثروت و امکانات زندگی آن‌ها، ره‌آورد دیگری را در پی نداشته باشد . در چنین شرایطی بهترین و مناسب ترین الگو برای همه مسلمانان رجوع به  منبع وحی ؛یعنی قرآن کریم است. بی‌تردید می‌توان قرآن کریم را  به دریای پر گوهر تشبیه کرد که هرچه بیشتر در آن غواصی شود، درس‌ها و حکمت های زندگی ساز و پر بهای بیشتری به دست می‌آید. حضرت علی علیه‌السلام در ارزش و اهمیت قرآن کریم می‌فرماید: « همانا قرآن  دارای ظاهری زیبا و باطنی ژرف و ناپیدا است، مطالب  شگفت‌آورآن تمام نمی‌شود،واسرار نهفته آن  پایان نمی‌پذیرد و تاریکی ها بدون آن برطرف نخواهد شد .[1]» به راستی قرآن کریم بهترین گفتار است، و اگرنیک فهمیده شود دل‌ها را همچون سرزمین سبز بهاری، طراوت می‌بخشد. نور آن شفای سینه‌های بیمار، و داستان‌های آن سود بخش ترین داستان‌هاست. حضرت علی علیه‌السلام در جای دیگری از نهج‌البلاغه درباره اهمیت قرآن می‌فرماید :

« قرآن ظاهرش علم  ، و باطنش حکمت است، نوآوری‌های آن  پایان نگیرد و شگفتی هایش تمام نمی‌شود. در قرآن، برکات و خیرات ،چونان سرزمین‌های پرگیاه  در اول بهاران فراوان است،و چراغ‌های  روشنی بخش تاریکی ها فراوان دارد، که در نیکی‌ها را جز با چراغ‌های آن روشنای نمی‌توان بخشید. مرز‌هایش محفوظ و چراگاه هایش را خود نگهبان است. هردرمان خواهی را درمان، و هر بی‌نیازی را در طلب  ، کافی است[2]»

قرآن کریم یک مجموعه کامل از معارف بشری و علوم انسانی است که در زمینة تاریخ، حقوق، سیاست، اخلاق، تربیت، اقتصاد، اعتقادات،  احکام، جامعه‌شناسی و … سخن می‌گوید و در همه آن‌ها دیدگاه خاص خود را ارائه کرده است و بر اندیشمندان مسلمان است که با دقت و مطالعه کافی در آن، دیدگاه قرآن را در هر یک از موضوعات نام‌برده کشف کنند و در اختیار جامعه، به‌ویژه نسل جوان قرار بدهند.

ما در این نوشتار به بررسی اصلاح الگوی مصرف از نظر قرآن کریم که در ضمن مباحث اجتماعی گنجانیده شده است، خواهیم پرداخت .

مفهوم  شناسی :

قبل از هر بحثی لازم است مفهوم واژه‌های چون ، الگو، اسراف و قصد شناخته شود ، تا به طور دقیق معلوم گردد که مقصود از واژه‌های مورد نظر چیست. اگر مفهوم اجزاء تشکیل دهنده موضوعی به خوبی شناخته نشود، موضوع مورد بحث به صورت شفاف تأمین نخواهد شد، از این رو لازم است مفهوم واژه‌های فوق را به لحاظ لغوی بررسی و سپس به تطبیق مفهوم آن در قرآن کریم خواهیم پرداخت.

1- الگو:

واژه «الگو» در لغت به معنای مدل، سرمشق، مقتدی، اسوه ، قدوه، مثال،  نمونه، طرح و معیار آمده است. [3]

هرچند واژه  « الگو»غیر عربی است ؛ ولی معادل آن در قرآن و روایات یافت می‌شود، که عیناً همان معنای « الگو» را می‌دهد، و آن واژه « اسوه » است. در قرآن کریم و روایات واژه « اسوه » به همان معنای بکار رفته است که لغویان به آن اشاره کرده‌اند، برای تأیید این مطلب می‌توان به موارد زیر استناد نمود :

خداوند کریم در قرآن مؤمنان را مورد خطاب قرار داده و می‌فرماید: «لَقَد کانَ لَکُم فِی رَسولِ اللهِ اُسوَةٌ حَسنةٌ...» [4]مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا (و عملکرد او در میدان احزاب) سرمشق و الگوی نیکوی بود .

مفهوم آیه فوق این است که رسول خدا صلی‌الله علیه واله  نه تنها برای شما در این میدان؛ بلکه در تمام مراحل زندگی  الگوی  خوبی است، می‌توانید با اقتدا کردن به او خطوط خود را اصلاح و در مسیر صراط مستقیم قرار گیرید.

درباره  حضرت ابراهیم علیه‌السلام می‌فرماید:

«قَد کانَت لَکُم اُسوةٌ حَسَنَةٌ فِی اِبراهیمَ وَالَّذینَ مَعَهُ…» [5]برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم علیه‌السلام و کسانی که با او بودند وجود داشت.

حضرت علی علیه‌السلام در نهج‌البلاغه برای انتخاب بهترین الگو می‌فرماید:

« ولَقَد کانَ  فِی رَسولِ ص کافٍ لَکَ فِی الاُسوَةِ وَدَلِیل لَکَ عَلی ذَمِّ الدُّنیا وَعَیبِها ،َوکَثرَةِ مَخازِیهاوَمَساویها…» [6]برای تو کافی است که راه و رسم  زندگی پیامبر اسلام صلی‌الله  علیه وآله را اطاعت نمایی، تا راهنمای خوبی برای تودر شناخت بدی‌ها و عیب‌های دنیا و رسوایی ها و زشتی‌ها ی آن باشد.

حضرت صاحب‌العصر «  ع »  درباره انتخاب الگوی خویش می‌فرماید:

«…وَفِی اِبنَةِ رَسُولِ اللهِ لِی اُسوَةٌ الحَسَنَة» [7]دختر رسول خدا صلی‌الله علیه واله برای من بهترین الگو است.

بنابراین مقصود از واژة « اسوه » که به معنای الگو است، در بعد اسراف ارائه معیارها، باید هاو نباید های است که برای اصلاح شیوه مصرف در قرآن کریم از آن‌ها سخن به میان آمده است.

2-اسراف:

راغب اصفهانی در «مفردات» واژه «السرف» را چنین معنا می‌کند:

«السَرفُ :تَجاوُزُ الحَّدِّ فِی کُلِّ فِعلٍ یَفعَلَه الانسان ،وَان کانَ ذالِکَ فِی الِانفاقِ

اَشهَر...وَیُقالُ تاَرةً اِعتِباراً بِالقَدر ،تاَرةً بِالکِیفیّةِ،وَلِهذا قالَ سُفیانُ (ما اَنفَقتَ فِی غَیرِ طاعَةِ اللهِ فَهُو سَرفُ ،وَاِن کانَ قَلیلاً )[8]

سرف تجاوز کردن از حد در هر کاری است که از انسان سر بزند . گرچه استعمال آن در موارد زیاده روی در انفاق بیشتر است و گاهی به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زمانی هم به چگونگی بذل مال و مورد آن اطلاق می‌شود … و لذا سفیان گفته است: آنچه درغیر طاعت خدا مصرف شود، اسراف است، هرچند مقدار آن اندک و ناچیز باشد.

این جامع‌ترین معنایی است که راغب اصفهانی برای واژه  «السراف» ذکر می‌کند.

بعضی از لغت  شناسان عرب واژه «السرف» را ضدّ میانه‌روی دانسته و می‌گوید: «السّرف ضدُّالقَصد»[9]سرف ضد میانه‌روی و اعتدال است.

پس واژه «اسراف» از ماده «  سرف» به‌معنای از حد گذشتن در هر کاری، و غالباً به معنای افراط کردن، اقتصادی زندگی نکردن، ریخت و پاش کردن ثروت و دارایی است.

2-1-فرق اسراف و تبذیر:

همان طوری که از معنای اسراف پیدا است، این واژه، یک واژه اقتصادی صرف نبوده، و کاربرد آن منحصر به امور مالی نیست، بلکه این واژه دارای معنای جامعی است که هر گونه تجاوز از حد را در بر می‌گیرد که انسان مرتکب انجام آن می‌شود، [10]ولی غالباً این واژه در مورد هزینه‌ها و خرج ها گفته می‌شود.

اما واژه « تبذیر  » تنها یک واژه اقتصادی است که در اصل از ماده « بذر » به‌معنای پاشیدن دانه می‌آید، و مخصوص مواردی است که انسان اموال خود را به صورت غیر منطقی مصرف می‌کند، [11]و معادل آن در فارسی امروز « ریخت وپاش» است، و به تعبیر دیگر، « تبذیر» آن است که مال در غیر موردش مصرف شود، هرچند کم باشد، و اگر در موردش صرف شود، تبذیر  نیست، هر چند زیاد باشد.

 

3-قصد:

واژه «قصد» در لغت به معنای میانه‌روی، راه میانه و صاف بودن راه آمده است. [12]

بعضی از مفسران مانند «علامه طباطبایی» در «تفسیر المیزان»، « قصد» رابه‌معنای «قاصد» گرفته است که نقطه مقابل «  جائر» یعنی منحرف از حق است. [13]ولی در قرآن مشتقات واژه «قصد» و « اقتصاد  » بیشتر به معنای رعایت اعتدال آمده است، مانند آیات زیر:

«مِنهُم اُمَّةٌ مُقتَصِدَةٌ کَثیرٌ مِنهُم ساءَ مایَعلَمُون»، [14]از ایشان امتی معتدل اند و کثیری از آن‌ها بد کردارند »  

 

در سورة لقمان می‌فرماید: «وَ اُقصِد مَشیِکَ وَاغضُض مِن صَوتِک [15]  در راه خود اعتدال  پیشه گیر و صدای خود را پایین آور.»

در سوره فاطر می‌فرماید:

«فَمِنهُم ظالِمٌ لِنَفسِهِ وَمِنهُم مُقتَصِدٌ وَمِنهٌم صادِقٌ بِاالخَیرات[16] ، پس عده‌ای از ایشان بر خود  ظلم کردند و عده ای اعتدال پیشه کردند و گروهی در کارهای نیکو پیشی گرفتند  »

علم اقتصاد را از آن جهت علم اقتصاد گفته‌اند که علمی است برای تنظیم معتدلانه معیشت. امام علی علیه‌السلام در وصف متقین می‌فرماید:

« مَلبَسُهُم الاِقتِصاد[17] ،اعتدال و اقتصاد، پوشش آن‌ها است.»

از آیات قرآن کریم استفاده می‌شود که واژه «قصد» و مشتقات آن به معنای اعتدال و میانه‌روی است. خداوند متعال امت اسلام را، امت  وسط و میانه‌رو نامید و می‌فرماید : «وَکَذالِکَ جَعَلناکُم اُمَّةً وَسَطاً[18]، این گونه شما را امت میانه رو قرار دادیم»

بنابراین اعتدال و میانه‌روی اصل مهمی است که بر تمامی تعالیم اسلام سایه افکنده و در تمام ابعاد و ارکان زندگی ما مطرح و رعایت آن لازم است، در خوراک و پوشاک، دخل و خرج، بخشش و امساک، خواب و عبادت، سخن و سکوت، خوش‌بینی و بدبینی، تشویق و تنبیه، سخت‌گیری و مدارا، شوخی و مزاح، خشونت و نرمش، محبت، اندیشه، رفتار و …

پس به طور کلی می‌توان گفت: یکی از ارزش‌های بسیار مهم و غیرقابل انکار در اسلام که از پایه‌های اصلی تکامل به حساب می‌آید، «تقدیر معیشت» است، و منظور از آن اندازه‌گیری دخل وخرج و نگهداری انضباط اقتصادی و تأمین و حفظ سرمایه شخصی و ملی بر اساس اعتدال و شیوه صحیح عقلایی است.

4-قرآن و اصلاح الگوی مصرف:

اسلام دینی است که بهره‌برداری مشروع از نعمت‌های الهی و زیبایی‌های زندگی را روا اسراف و زیاده‌روی را حرام می‌داند، و این بدان جهت است که هر مسلمانی به تناسب امکانات و توانایی خود، در برابر جامعه مسئولیت دارد. در صورت عدم رعایت اعتدال در برداشت از سرمایه  و امکانات شخصی و ملی، فرد مسرف قهراً از اجرای مسئولیت و تعهدات اجتماعی خود باز می‌ماند و از این رهگذر بر پیکر جامعه ضربه می‌زند.

قرآن کریم این حرکت را در ضمن مباحث اجتماعی در قالب‌های بسیار زیبا و دل‌نشین بیان می‌کند و با هشدار به پیروان خود می‌فرماید :

«وَاَنفِقُوافِی سَبیلِ اللهِ وَلا تُلقُوا بِاَیدِیکُم اِلَی التَّهلُکَةِ[19]، در راه خدا انفاق کنید و خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید.»

این آیه  گرچه در ذیل آیات جهاد آمده است ؛ولی بیانگر یک حقیقت کلی و اجتماعی است و آن اینکه انفاق به طور کلی سبب نجات جوامع از مفاسد کشنده است؛! زیرا هنگامی که مسأله انفاق به فراموشی سپرده شود، و ثروت‌های فراوان در دست گروهی محدود جمع و یا حیف و میل شود، و در مقابل آنان اکثریت محروم و بینوا وجود داشته باشد، دیری نخواهد گذشت که انفجار عظیمی در جامعه بوجود می‌آید، که نفوس و اموال ثروتمندان هم در   آتش آن خواهد سوخت. بنابراین انفاق قبل از آنکه به حال محرومان مفید باشد، به نفع ثروتمندان است؛ زیرا تعدیل ثروت، حافظ ثروت است.

در جامعه اسلامی بر اساس نگرش خاص اسلام باید تمام حرکت‌ها و روش‌ها بر کلیه شئون و ابعاد زندگی در مسیر ویژه قرار گیرد که در اصطلاح خاص مکتبی از آن به «صراط مستقیم»، «طریقه وسطی»، [20]«سواء السبیل» [21]یا «اعتدال و راه میانه» [22]تعبیر می‌شود، صراط مستقیم راهی است که خداوند متعال برای انسان در نظر گرفته و تنها از این راه است که انسان می‌تواند به کمال لایق خود برسد.

در قرآن کریم واژه «اسراف» و مشتقات آن مکرر به کار رفته است، ولی در 23 مورد لفظ «اسراف» استعمال شده است که در هر مورد، مفهومی ویژه دارد .

در غالب موارد، مقصود ازاسراف جنبه‌های اخلاقی، عقیدتی و تجاوزازحدود الهی است؛ولی ما به علت عدم خروج از اصل موضوع، تنها متعرض آیاتی می‌شویم که فقط در جنبه‌های اقتصادی ظهور دارد.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

« یا بَنی آدمَ خُذُوا زینَتَکُم  عِندَ کُلِّ مَسجِدٍ وَکُلُوا وَاشرَبُوا وَلا تُسرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسرِفین [23] ای فرزندان آدم !  به هنگام رفتن به مسجد زینت خود را همراه خود داشته باشید، و بخورید و  بیآشامید ولی اسراف نکنید که خدا مسرفان را دوست نمی‌دارد.»

خداوند کریم در این آیه شریفه، به عنوان یک قانون کلی و همیشگی که شامل تمام اعصار و قرون می‌شود، به فرزندان آدم دستور می‌دهد که هنگام مسجد رفتن، زینت خود را همراه داشته باشید.

این فقره هم می‌تواند اشاره به «  زیتنتهای ظاهری» باشد که شامل پوشیدن و لباس‌‌های مرتب و پاک و تمیز، شانه زدن موها، و به کار بردن عطر و مانند آن می‌شود ، و هم شامل « زینتهای معنوی » ،یعنی صفات انسانی و ملکات اخلاقی و پاکی نیت و اخلاص . و اگر در بعضی از روایات تنها اشاره به لباس خوب یا شانه کردن موها شده ، و یا تنها سخن از مراسم نماز اعیاد  و نماز جمعه به میان آمده است،  دلیل برانحصارنیست؛ بلکه هدف بیان مصادیق روشن آن‌ است[24]

در جمله بعد، اشاره به مواهب دیگر، یعنی خوردنی ها و آشامیدنی های پاک و پاکیزه می‌کند و می‌گوید: «بخورید و بیا شامید ولی اسراف نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد»؛

زیرا طبع زیاد خواه انسان، ممکن است از این دو دستورسوءاستفاده کند و به جای استفادة عاقلانه و رعایت اعتدال از پوشش و تغذیه صحیح، راه تجمل پرستی و اسراف و تبذیر را پیش گیرد.

جمله «کُلُوا وَاشرَبُوا وَلا تُسرِفُوا»،  گر چه جمله بسیار ساده‌ای به نظر می‌رسد؛ اما امروز  ثابت شده است که یکی از مهم‌ترین دستورات بهداشتی همین است، زیرا تحقیقا انجام شده از سوی دانشمندان به این نتیجه رسیده که سرچشمة بسیاری از بیماری‌ها؛ پرخوری و انباشتن غذا در معده است . غذاهای اضافی است که به‌صورت جذب نشده در بدن انسان باقی می‌ماند، این مواد اضافی هم بار سنگینی است برای قلب وسایر دستگاه‌های بدن و هم منبع آماده ی است برای انواع عفونت‌ها و بیماری‌ها. [25]حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه واله درباره غذا خوردن می‌فرماید:

«اَلاِسرافُ فِی الاَکلِ َراسُ کلِّ داءٍ وَالحِسیَةُ مِنهُ اَصلُ کُلِّ دَواءٍ[26]؛اسراف در غذا خوردن سرآمد تمامی بیماری‌ها و پرهیز نمودن سرآمد تمامی داروها است»

خداوند کریم در آیه بعد با لحن تند‌تری به پاسخ آن‌ها که گمان می‌برند، تحریم زینت ها و پرهیز از غذاها و روزیهای پاک و حلال، نشانه زهد و پارسایی و مایه قرب به پروردگار است پرداخته، می‌گوید: «قُل مَن حَرَّمَ زِینَةَ اللهِ الَّتِی اَخرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّیباتِ مِن الرِّزقِ قُل هِیَ لِلَّذینَ آمَنوُا فِی الحَیواةِ الدُّنیا خالِصَةً یَومَ الِقیامَةِ [27]، بگو: (ای پیامبر) چه کسی زینت های الهی را که برای بندگانش آفریده و همچنین مواهب و روزی‌های پاکیزه را تحریم کرده است،

بگو: این نعمت ها برای افراد با ایمان در این زندگی دنیا آفریده شد (اگر چه دیگران نیز بدون داشتن شایستگی از آن استفاده می‌کنند) ؛ ولی در روز قیامت این‌ها همه در اختیار افراد با ایمان و درستکار قرار می‌گیرد.»

در مورد استفاده از انواع زینت ها، اسلام مانند تمام موارد، حد اعتدال را انتخاب کرده است و استفاده کردن از زیبایی‌های طبیعت، لباس‌های زیبا و مناسب، بکار بردن انواع عطرها وامثال آن،نه تنها مجاز شمرده شده، بلکه به آن توصیه و سفارش نیز گردیده است.

درباره امام حسن مجتبی علیه‌السلام نقل شده است که هنگام اقامه نمازبرمی‌خواست و بهترین لباس‌هایش را می‌پوشید. سؤال کردن چرا به هنگام اقامه نماز بهترین لباس خود را می‌پوشید ؟حضرت در جواب فرمودند: «اِن اللهَ جَمیل یُحبُ الجَمال فَاَتَّجَمَلُ لِرَبی وَ هُوَ یَقولُ خُذُوا زینَتَکُم عِندَ کُل ّ مَسجِدٍ[28]، خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و به همین جهت من لباس زیبا برای راز و نیاز با پروردگارم می‌پوشم وهم او دستور داده است که زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد برگیرد.»

رهبران الهی، به موجب روایت «إنَّ اللهَ جَمیل یُحبُ الجَمال» ، در عین ساده زیستی، از نظر ظاهری ،کاملاً آراسته بودند. البته آراستگی آنان، شبیه آرایش اسراف کاران و مستکبران نبود، ولی از نظررنگ لباس، پاکیزگی و معطربودن، برای بینندگان، جذابیت خاصی داشتند. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده است: « العطرُ مِن سُننِ المرسلینَ ، عطر زدن، از سنت‌های پیامبران است.» [29]

و نیز از امام صادق علیه‌السلام روایت شده که می‌فرماید:

«کانَ رسولُ‌اللهِ (ص) یُنفِقُ فِی الطِّیبِ اَکثرَ مِمّا یُنفِقُ فِی الطَّعامِ [30]، پیامبر خدا صلی‌الله علیه وآله ،برای عطر بیشتر از غذا خرج می‌کرد.»

نقل شده که رسول اکرم صلی‌الله علیه واله به آیینه نگاه می‌کرد، زلف می گذاشت، شانه می‌زد، چه بسا در آب نگاه می‌کرد و موهای سرش را مرتب می‌کرد،وعلاوه بر خانواده، برای یارانش نیز خود را می آراست و می‌فرمود :

«اِنَّ اللهَ یُحِبُّ مِن عَبدِهِ اِذا خَرَجَ اِلی اِخوانِهِ اَن یَتَهَیَّاَ لَهُم وَ یَتَجَمَّلَ[31]،خداوند دوست دارد که هرگاه بنده‌اش، نزد برادرانش می‌رود، خود را برای آن‌ها بیاراید و با آمادگی برود.»

صاحب وسائل از علی بن قدّاح نقل می کند که : امام صادق علیه‌السلام جامة مَروی زیبایی پوشیده و به من تکیه داده بود -یا گفت: به پدرم تکیه داده بود –عباد بن کثیر،امام علیه‌السلام دید و به  ایشان گفت: این چه لباس فاخری است که به تن کرده‌ای؟ اگر لباس دیگری می‌پوشیدی، بهتر بود.

امام صادق علیه‌السلام به وی فرمود:

«وَیلَکَ یا عَبّادُ !)  مَن حَرَّمَ زِینَةَ اللهِ الَّتِی أَخرَجَ لِعِبادِهِ واَلطّیباتِ مِنَ الرِّزقِ )؟انَّ اللهَ عَزّوجَلَّ اِذا أنعَمَ عَلی عبدهِ نِعمَةً أحَبَّ أن یَراها عَلَیهِ لَیسَ بِها بأسٌ...[32]وای بر تو!  ای عباد!  (چه کسی ریورهایی را که خداوند برای بندگانش فراهم آورده، و نیز روزی‌های پاک را حرام کرده است ؟ ! خداوند وقتی نعمتی را بر بنده ی ارزانی می‌دارد، دوست دارد که آثارآن را دروی ببیند. این اشکالی ندارد.»

این تعبیرکه خداوند زیبا است و زیبائی را دوست دارد، آفرینش زیبائی ها در جهان هستی خود دلیل بر این است که خالق زیبائی‌ها آن را دوست دارد؛ ولی غالباً دراین گونه موضوعات، مردم  راه افراط را می‌پوید و با بهانه‌های مختلف رو به تجمل گرایی می‌آورند، و به همین دلیل خدا در قرآن کریم بعد از ذکر این حکم اسلامی از اسراف و زیاده‌روی و تجاوز از حد ،مسلمانان را برحذر داشته است.

خداوند در سوره نساء درباره سرنوشت اموال یتیمان به سرپرستان آنان دستور می‌دهد و می‌فرماید؟

...وَلا تَأکُلُوها إسرافاً وبِداراً أن یَکبَروُا،و پیش از آنکه (یتیمان) بزرگ ‌شوند اموالشان را از روی اسراف نخورید.»

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این فقره از آیه می‌گوید:

«اسراف عبارت ازاین است که انسان در مرحله عمل، از حدّ اعتدال خارج شود، « بدار» به معنای  شتاب است و جمله «وبِداراً أن یَکبَروا» به معنای این جمله است «حذر ان یکبروا فلا یَدعوا کُم ان تأکُلَوا».

در آیه از تقابل « اکل از روی اسراف»  با شتاب دربرداشت از مال یتیم قبل از بزرگ شدنش استفاده می‌شود که اسراف در مال یتیم عبارت از این است که بدون استحقاق و احتیاج دست تعدّدی به مال یتیم دراز نشود.» [33]

4-1رعایت اعتدال در بخشش :

یکی از موارد و مصادیق اعتدال بخشش است . بعضی با خروج از مرز اعتدال، آن قدر خرج می‌کنند که به حدّ اسراف و تبذیر می‌رسند. این شیوه از مصرف پیامدهای ناخوشایندی همچون فقر، هدر دادن امکانات مادی و ناسپاسی نسبت به نعمت‌های الهی را به همراه خواهد داشت و از سوی دیگر بعضی افراد هم آن‌قدر سخت گیری و وسواس در خرج کردن از خود نشان می‌دهند که به حد بخل و خسیسی می‌رسند ، که این شیوه خود نوع دیگری از ناسپاسی محسوب می‌شود . خدا در رابطه با ادای حقّ  خویشاوندان و مستمندان و در راه ماندگان، و همچنین انفاق به‌طورکلی ، و پرهیز از هرگونه اسراف و تبذیر می‌فرماید:

« و أتِ ذَاالقُربی حَقَهُ وَالمِسکینَ وَ ابنَ السَبیلِ وَلاتُبَذِّرُ تَبذیرا، و حق نزدیکان را بپرداز، (همچنین حق) مستمند و وامانده در راه را، و هرگز اسراف و تبذیر مکن.»[34] به دنبال این آیه، به منزله استدلال  و تأکید بر نهی از تبذیر می‌فرماید: « إِنّ المُبَذِّرینَ کانُوااِخوان الشّیاطینِ َوکانَ الشَّیطانُ لِرَبِّهِ کَفوراً[35]، چرا که تبذیر  کنندگان، برادران شیاطینند  ، و شیطان در برابر پروردگارش، بسیار ناسپاس بود.

زیرا خداوند نیرو ،توان ،  هوش و استعداد فوق‌العاده‌ای به او داده بود، و او این همه نیرو را در غیر موردش، یعنی در طریق اغوا وگمراهی مردم صرف کرد.

دقت در مسئله اسراف و تبذیر تا آن حد است که در حدیثی آمده است که :

« پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله از راهی عبور می‌کرد، یکی از یارانش  به نام سعد مشغول  وضو گرفتن بود، وآب زیاد می‌ریخت ، فرمود: چرا اسراف می‌کنی ای سعد! عرض کرد: آیادر آب وضوء نیز اسراف است ؟

حضرت در جواب فرمود: نَعَم وَاِن کُنتَ عَلی نَهرجارٍ[36]، آری ! هرچند در کنار نهر جاری باشی.

 اگر مصرف در آب وضو به حد اسراف برسد، حرام است. رسول خدا صلی‌الله علیه واله می‌فرماید: «الوُضوء مُدٌ وَالغُسلُ صاعٌ وَسَیاتی اَقوامٌ یَستَقِلّونَ ذالِکَ فَاولئَکَ علی خِلافِ سُنَّتی، [37]برای وضوء یک مد (ده سیر آب ) و برای غسل یک صاع (سه کیلوآب) کافی است؛ولی افرادی در آینده می‌آیند که این مقدار را کم می‌شمارند، (و آب زیاد مصرف خواهند کرد) پس آن‌ها  بر خلاف راه من می‌روند.»

بخشش به دیگران و یا در کارهای خیر ، چنانچه زیادتر از شأن بخشش کننده باشد و یا به مقداری که خود و خانواده خویش را به فقر و فلاکت بیندازد ، از مصادیق اسراف به شمار می‌آید. خداوند در قرآن کریم در سه آیه از این نوع اسراف نهی نموده است :

1-واتُوا حقَّهُ یَومَ حَصادِهِ وَلا تُسرِفُوا اِنَّهُ لایُحِبُّ المُسرِفینَ،[38]و حق آن را به هنگام درو ، بپردازید، و اسراف نکنید، که خداوند مسرفان را دوست ندارد.

مرحوم طبرسی در تفسیر این آیه می‌نویسد:

«لا تسرفوا،  یعنی همه آن را صدقه ندهید که برای خانواده شما چیزی باقی نماند، همان طوری که «ثابت بن قیس» عمل نمود، زیرا او میوه پنجاه درخت خرما را چید و همه آن را صدقه داد و چیزی از آن را برای اهل خانه‌اش نبرد.» [39]

در بحارالانوارحدیثی از امام صادق علیه‌السلام پیرامون جمله « وَلا تُسرِفُوا اِنَّهُ لایُحِبُّ المُسرِفینَ » نقل  شده است که حضرت فرمود: (آیا می پنداری که خداوند با کرامت خود به بعضی مال بخشیده وبعضی دیگررا خوار شمرده ومال را ازآنان دریغ ورزیده است ؟!  چنین  نیست؛ بلکه مال، از آن خداوند است و آن را نزد مردمان امانت می‌نهد و مردمان را اجازه داده است که با میانه‌روی بخورند و بیا شامند و بپوشند و ازدواج کنند و سوار شوند و بیشتر از این مقدار را به فقیری  از اهل ایمان ببخشد و نیازهای آنان را برآورده سازند. پس هر کس چنین کند، آنچه می‌خورد و می آشامد  و سوار می‌شود و ازدواج می‌کند، حلال است، و هر کس که از این مقدار تجاوز کند، استفاده هایش حرام است.

سپس فرمود: (و اسراف نکنید، زیرا خداوند مسرفان را دوست ندارد.) آیا می پنداری که خداوند مردی را در مالی که به وی بخشیده است، امین شمرده که اسبی به قیمت ده هزار  درهم بخرد، و حال آنکه اسبی به قیمت بیست درهم برای او کفایت می‌کند، یا کنیزی به قیمت هزار دینار بخرد، در حالی که کنیزی بیست دیناری برای او کافی است؟ !  و (دوباره تأکید ) فرمود: (و اسراف نکنید، زیرا خداوند مسرفان را دوست ندارد.) [40]

ب)«والَذینَ اِذااَنفَقُوا لَم یُسرِفُوا وَلَم یَقتُروا وَکانَ بَینَ ذلِکَ قَواما [41]، و کسانی که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف می‌نمایند و نه سخت‌گیری؛ بلکه در میان این دو، حدّ اعتدال را رعایت می‌کنند.»

یکی از ویژگی‌های بندگان  خاص خداوند آن است  که آن‌ها در انفاق و بخشش راه اعتدال را می‌پیمایند و از راه افراط و تفریط دوری می‌نمایند. از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله از آیه فوق سوال شد ، حضرت در پاسخ فرمود: «  مَن اَعطی فِی غَیرِ حَقٍّ فَقَد اَسرَ فَ ،وَمن مَنَعَ عَن حَقٍّ فََقَد قَتََر[42]هر که به ناحق ببخشد همانا اسراف  کرده است و هر که به حق خرج نکند، سخت‌گیری کرده است.»

در تفسیر مجمع‌البیان حدیثی از امام صادق علیه‌السلام پیرامون آیه « والَذینَ اِذااَنفَقُوا یُسرِفُوا وَلَم یَقتُروا وَکانَ بَینَ ذلِکَ قَواما » نقل شده است که امام صادق علیه‌السلام این آیه را تلاوت نمود، و آنگاه مشتی سنگ‌ریزه را در دست فشرد و فرمود: «این همان سخت گرفتن است که خداوند در کتابش ذکر کرده است، سپس مشتی دیگر برگرفت و همه آن‌را گشود و فرمود: «این اسراف است» پس از آن مشتی دیگر برگرفت و قدری از آن راگشود و قدری را بسته نگه داشت و فرمود: «این راه میانه است». [43]

ج)دستور به رعایت میانه‌روی :

از امام صادق علیه‌السلام روایت شده که حضرت فرمود: «خداوند به پیامبرش آموخت که چگونه بخشش کند و آن ، چنین بود : پیش پیامبر ( ص ) قدری طلا بود و او میل نداشت که (با آن مقدار طلا) شب را سپری کند، پس آن را صدقه داد. بامداد، در حالی برخاست که نزد وی چیزی (برای صدقه دادن) نبود. سائلی به سراغ وی آمد؛ ولی پیامبر صلی‌الله علیه واله چیزی نداشت که به او ببخشد. آن سائل به سرزنش وی پرداخت و پیامبر صلی‌الله علیه واله که مهر ورز و دل نازک بود، اندوهگین شد که  چرا چیزی برای بخشیدن ندارد!  آنگاه خداوند پیامبر خویش را، چنین تأدیب نمود « وَلا تَجعَل یَدَکَ مَغلُولَةً اِلی عُنُقِکَ وَلا تَبسُطُها کُلَّ البَسطِ فَتَقعُدَ مَلُوماً مَحسُوراً[44] ؛  یعنی هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن، (و ترک انفاق  و بخشش منما) و بیش از حد(نیز) دست‌خود را مگشای ، که مورد سرزنش قرارگیری و از کار فرو مانی.» (و بدان سان ،به وی) می‌فرماید: مردم، گاه از تو چیزی می‌خواهند و  عذری از تو  نمی‌پذیرند؛ پس اگر همه مالی را که در اختیار داری، از پیش بخشیده  باشی، از نظر مالی، تهیدست شده‌ای.»[45]

اعتدال  ایجاب می‌کند که انسان هم به فکر خود و خانواده و تأمین معاش آنان باشد، هم در اندیشه محرومان و رسیدگی به آنان بسر بُرد و هیچ یک را فدای دیگری نکند. حضرت علی علیه‌السلام در شیوه درست بهره‌وری  از مال و به فکر آخرت بودن می‌فرماید:  «...فَقَدَمُوا بَعضاً یَکُن لَکُم قَرضاً ، ولا تُخلِفُوا کُلّاً فَیَکُونَ فَرضاً عَلَیکم» [46]مقداری از ثروت خود را جلوتر بفرستید تا در نزد خدا باقی ماند، وهمه را برای وارثان نگذارید که پاسخ‌گویی آن بر شما واجب است.

حضرت در ضمن وصیت به فرزندش چنین می‌فرماید: «فَاسَع فِی کَدحِکَ ،وَلا تَکُن خازِناً لِغَیرِک ...» [47]نهایت کوشش را در زندگی داشته باش، و در فکر ذخیره‌سازی برای دیگران مباش. با این شیوه، هم زندگی مادی و معیشت در حد کفاف تأمین می‌شود و نیازهای خود و خانواده برطرف می‌گردد، هم سبب آبادانی خانه آخرت و ذخیره روز رستاخیز می‌گردد. آنان که بخل می‌ورزند و در مصرف آن چه دارند، چه برای خود و چه در راه کمک به دیگران دستشان بسته است و خسیسانه عمل می‌کنند ، برای گریز از فقر است.

بعضی‌ها  یک عمر در فقر و فلاکت به‌سرمی‌برند و خرج نمی‌کنند، از ترس اینکه مبادا فقیر شوند. !

حضرت علی علیه‌السلام به این نکته اشاره نمود و می‌فرماید: «عَجِبتُ لِلبَخیلِ یَستَعجِلُ الفَقرَ الَّذی مِنهُ هَرَبَ ،وَیَفُوتُهُ الغِنی الَّذی اِیّاهُ طَلَبَ،فَیَعیشُ فِی الدُّنیا عِیشَ الفُقَراءِ ،وَ یُحاسَبُ فِی الآخِرَةِ حِسابِ الاغنِیاء» [48]در شگفتم از بخیل، به سوی فقری می‌شتابد که از آن می‌گریزد، و سرمایه ی را از دست می‌دهد که برای آن تلاش می‌کند. در دنیا چون تهی دستان زندگی می‌کند؛ اما در آخرت چون سرمایه‌داران محاکمه می‌شود.

 بخیلان، با افراط در نگهداری مال و خرج نکردن آن،  از فقر می‌گریزند، ولی عمری در چنگال فقر گرفتارند. این اندیشه جاهلانه را باید با اقتدار در مصرف و خرج و با خوش‌بینی به اینکه خداوند رزّاق است از بین برد. در توصیه‌های دینی آمده است که انفاق کنید و از فقر نهراسید.

در برخورد با فقیر وسائل نیز، توصیه حضرت علی علیه السلام  به اعتدال است. بعضی   برخورد  تند  و خشن با سائل دارند، بعضی هم احساسات بر آنان غلبه می‌کند و در انفاق زیاده‌روی می‌کنند .

حضرت علی علیه‌السلام در این باره می‌فرماید: «…وَاعطِ مااَعطَیتَ هَنیئاً ،وَامنَع فِی اِجمالٍ وَاِعذارٍ...»[49] آنچه به مردم می‌بخشی بر تو گوارا باشد ، واگر چیزی را از کسی باز می‌داری با مهربانی و پوزش خواهی همراه باشد. این نیز  یکی از جلوه‌های میانه‌روی در برخورد با فقرا است که انسان نباید بر خورد تند و طرد کننده با آنان داشته باشد. ما در این مجال به همین مقدار از بحر بی‌کران قرآن بسنده نموده و این نوشتار را با دعایی از امام سجاد علیه‌السلام به پایان می‌برم. حضرت می‌فرماید: «… اَلّلهمَ صَلِّ عَلی  مُحَمَدٍوَ آلِهِ  ،وَاحجُبنِی عَنِ السَرفِ وَالاِزدیادِ وَقَوِّ منی بِالبَذلِ  وَالِاقتِصادِ ، وَعِلِّمنی حُسنَ التَّقدیرِ ،وَاقبِضنی بِلُطفِکَ عَنِ التَّبذیرِ[50]، بار خدایا !  بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا از زیاده روی دور کن و با بخشش و میانه‌روی، مرا بر پا و استوار بدارو اندازه نگاه داشتن نیکو را به من بیاموز و به لطف خویش، مرا از ریخت و پاش مصون بدار»

نتیجه‌گیری

از مجموع آنچه گفته شد، به این  نتیجه می‌رسیم، که در دین مقدس اسلام بهره‌برداری مشروع از نعمت‌های الهی نه تنها مجاز شمرده شده، بلکه به عنوان یک امر ضروری، استفاده بهینه از آن‌ها توصیه شده است. دین اسلام کناره‌گیری از لذّات مادی در حد مشروع را به عنوان رهانیت ، امر ناپسند و غیر مشروع دانسته، و با رهانیت به مخالفت برخاسته و آن را بدعتی از سوی راهبان شمرده است . (حدید27) .

اما زهد به معنای اسلامی آن که به معنای ساده زندگی کردن، حذف تجملات و عدم اسارت در چنگال مال و مقام است، هیچ ارتباطی به مسأله رهبانیت ندارد، زیرا رهبانیت. ؛  یعنی جدایی و بیگانگی از اجتماع و زهد به‌معنای آزادگی و وارستگی به خاطر اجتماعی تر زیستن است.

دین اسلام برای اینکه پیروانش از صعود به قله سعادت باز نمانند، آنان را به قناعت و ساده زیستی فرامی‌خواند ، و از گرفتار شدن درورطه افراط و تفریط در نحوه بهره‌برداری از امکانات مادی که زیان‌بار و حسرت آفرین است، برحذر می‌دارد، زیرا برخورداری زیاد از نعمت‌های دنیوی و اسراف در لذت، آنان را از آنچه که هنر و کمال انسانی نامیده می‌شود، باز می‌دارد، و برعکس پرهیز از اسراف و برداشت زیاد، گوهر او را صفا و جلاء می‌بخشد و فکر و اراده او را  نیرومندتر می‌کند.

از دیدگاه قرآن اسراف یکی از بزرگ‌ترین آفت ها و آسیب‌های فردی و اجتماعی و از گناهانی است که مورد نهی شدید خداوند متعال قرار گرفته است. در حقیقت مصرف‌گرایی عامل تخریب رشد، توسعه و از بین رفتن منابع ملی است. به همین دلیل  قرآن  یکی از آثار و پیامدهای زیان‌بار اسراف و  مصرف‌گرایی را ، فساد در زمین معرفی می‌کند، (شعراء150/151) و در مقابل رعایت اعتدال و میانه‌روی، موجب آرامش و آسایش فرد و جامعه شده و بسیاری از نابی سامانی های اجتماعی و اقتصادی را برطرف می‌سازد. کوتاه سخن اینکه ، الگوی نظری اسلام در حوزه اسراف ، این آیه شریفه است .

«کُلُوا وَاشرَبُوا وَلا تُسرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسرِفین، بخورید و بیآشامید، ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی‌دارد.»

از معنای واژه اسراف که «تجاوز از حد» است، معلوم می‌گردد که نهی آیه شریفه از اسراف، انواع گوناگونی از آن را در برمی‌گیرد.

والسلام

 فهرست منابع

1-قرآن کریم

2-نهج‌البلاغه «ترجمه: مرحوم دشتی»

3-صحیفه سجادیه

4- معین، دکتر محمد، فرهنگ معین (تک جلدی)، انتشارات هنرور، چ دوم 1386 ه ش

5- دهخدا، علی‌اکبر، لغت نامة دهخدا، بی‌جا، بی نا، 1342 – ه ش

6- مجلسی، محمد تقی، بحارالانوار، مؤسسة الوفا، (بیروت - لبنان) چ دوم ، 1403 – ه ق

7- الخوری الشرتونی،سعید،اقرب الموارد،مکتب آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، بی‌نا،1403 ه ق

8- معلوف،لوئس،المُنجد،بی جا،چ بیست وششم، بی‌تا.

9- اصفهانی، راغب، المفردات فی غریب القرآن، انتشارات ذوی القربی، چ سوم ،1382 ه ش

10- جوهری،اسماعیل بن حماد،الصحاح،دارالموفه (بیروت- لبنان)،چ دوم،1428ه ق  ،2007م.

11- ابراهیم مصطفی و دیگران،معجم الوسیط،دار الدعوة (استانبول - ترکیه)،چ دو م ،1410 ه ق -1989م.

 

12- طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، کانون انتشارات محمدی، چ چهارم،1373 ه ش.

 

13- بحرانی، سید هاشم،البرهان فی تفسیرالقرآن،موسسه الأعلمی للمطبوعات،(بیروت - لبنان)،چ،اول1419 ه ق،1999م.

 

14- مکارم شیرازی - برگزیده تفسیر نمونه – دار الکتب الاسلامیه،چ،شانزدهم1384 ه ش .

15- ری شهری، محمد،میزان الحکمة، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، چ هفتم1386 ه ش.

 

16- شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت (بیروت - لبنان)چ اول،1413 ه ق 1993م.

17- ابن ماجه،محمد بن یزید قزوینی ،سنن، احیاء تراث عربی،بی نا ،1395ه ق-1975م

18- طبرسی، ابو علی الفضل بن الحسن، مجمع‌البیان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1380 ه – ش،چ اول (ترجمه: علی کرمی)



1-نهج البلاغه، خطبة 18 (ترجمه: مرحوم محمد دشتی)

2-نهج‌البلاغه، خطبه 152

3-دکتر محمد معین، فرهنگ معین (تک جلدی)، ناشر: انتشارات هنرور، چاپ دوم ، 1386 ص-125. علی اکبر دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، بی نا،1342 ،ج-8، ص 77 

4-قرآن کریم، سوره احزاب، آیه 21

5-سوره مبارکه ممتحنه، آیه 4

6-نهج‌البلاغه، خطبه 160

7-علامه محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء (بیروت - لبنان) ،چ دوم 1403 ه ق ج 53 ص 180

8-راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ماده «سرف» 

9-اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح، ناشر:دارالمعرفه (بیروت- لبنان)، چ دوم، 1428 ه ق ،2007 م،ص 490

10-خدا در قرآن کریم می‌فرماید: ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا... پروردگارا گناهان وتجاوزگری ما درکارمان را ببخش ... ( سوره آل عمران، آیه 147)

11-ابراهیم مصطفی و دیگران،معجم الوسیط،ناشر :دارالدعوة (استانبول- ترکیه) چاپ دوم 1410  ه ق - 1989 م، صفحه 45

12-همان، ص 738. دکتر محمد معین، فرهنگ معین (تک جلدی)، ص 834

13-سوره مائده، آیه 66

14-محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ناشر : کانون انتشارات محمدی، چ چهارم  1373ه ش، ج 24 (از چهل جلدی) صفحه 49

15-سوره لقمان، آیه 19

16-سوره فاطر، آیه 32

17-نهج‌البلاغه، خطبه 193

18-سوره بقره، آیة 143

19-سوره بقره، آیة 195

20-نهج‌البلاغه، خطبه 16

21-سوره نحل، آیه 9

22-نهج‌البلاغه، خطبه 94 و نامه 31

23-سوره اعراف، آیه 31

24- البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی ،موسسة الاعلمی للمطبوعات(بیروت - لبنان) چ اول ،1419 ه ق، 1999 م، ج سوم، ص 147 - 151

25-آیت‌الله مکارم شیرازی، برگزیده تفسیر نمونه، ناشر: دارالکتب الاسلامیه ، چ 16 ، 1384 ه ش ، ج -2،ص 40 - 41 ( با کمی تصرف)

26-محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج 62، ص 290

27-سوره اعراف، آیه 32

28- البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات (بیروت - لبنان) چ اول، 1419 ه ق ، 1999م، جلد سوم ، صفحه 149

29-محمد ری شهری ، میزان الحکمة،سازمان چاپ و نشر دارالحدیث،چ هفتم 1386،ج6 ص 516

30- همان، ج6 ،ص 515

31-شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ، مؤسسة آل البیت (بیروت - لبنان) چ اول 1413 ه ق، 1993 م، ج 5،ص11

32- شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ، مؤسسة آل البیت (بیروت - لبنان) چ اول 1413 ه ق، 1993 م، ج 5،ص16

33- محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، انتشارات مؤسسه مطبوعات دارالعلم چ دوم، بی تا ،ج7 ص 292 - 293 (ترجمه: محمدرضا صالحی کرمانی)

34- سوره اسراء آیه 26

35- سوره اسرا آیه 27

36- الحافظ ابی عبدالله محمد بن یزید القزوینی ابن ماجه،سنن،احیاء تراث عربی بی نا 1395ه ق 1975 م، ج اول ،ص 147، حدیث 425

37- شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، مؤسسة آل البیت، (قم)، چ سوم ، 1416 ه ق، ج اول ص 483

38- سوره انعام - آیه 141

39- ابوعلی الفضل بن الحسن الطبرسی، مجمع‌البیان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1380 ه ش، چ اول ،ج 4 ص 552 (ترجمه: علی کرمی)

40- علامه محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، کتاب‌فروشی اسلامیه، چ سوم 1374 ه ش، ج 75 ص305

41- سوره فرقان، آیه 67

42- محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، ج 69  ص 261

43- ابو علی الفضل بن الحسن الطبرسی، مجمع‌البیان، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ اول 1380 ه ش، ج 10 ص 96

44- سوره اسراء آیه 29

45-  محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج 47 ص 235

46- نهج‌البلاغه، خطبه 203

47-همان، نامه31

48- همان، حکمت 126

49- نهج‌البلاغه، نامه 53

50- صحیفه سجادیه، دعای 30

http://webcache.googleusercontent.com/